مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
Loading

متخصصان پس از آگاهی از نتایج دو مطالعه که نشان می داد دسترسی کودکان به بخشهای خطرساز محتوی اینترنت برای کودکان بسیار ساده تر از حد تصور است، برای محدود کردن دسترسی آنها به محتوی اینترنت شیوه های مختلف را پیشنهاد کرده اند. 
متخصصان راهکارهایی از قبیل جایگزینی شماره کارتهای اعتباری به جای تاریخ تولد برای ورود به سایتهای اینترنتی و یا حتی اختصاص دادن رمزهای عبور اینترنتی جهانی به کاربران را برای کنترل دسترسی کودکان به محتوی شبکه پیشنهاد کرده اند. 
هیچ کس مسئولیت کنترل سن کاربران اینترنتی را برای دسترسی به محتوی شبکه به عهده نگرفته است. برخی بر این باورند برای این کار به قوانین جدید نیاز است اما بانین و دیگران باور دارند که این مسئولیت به عهده خانواده ها و مالکان شبکه های اجتماعی است تا بر سن کاربرانی که از شبکه استفاده می کنند، نظارت داشته باشند. 
مشکل اصلی کجاست؟
براساس یکی از جدیدترین مطالعاتی که در این زمینه انجام گرفته، خانواده ها در برابر فعالیتهای آنلاین فرزندانشان ملایمت بیش از اندازه ای نشان می دهند، برای مثال گزارش جدید مصرف کنندگان نشان می دهد ۵۷. میلیون نفر از کاربران شبکه اجتماعی فیس بوک، برخلاف قانون محدودیت سن این شبکه، کودک هستند و نکته جالب توجه اینجا است که خانواده ها به کودکان خود کمک کرده اند تا عضو فیس بوک شوند. 
بررسی دیگری بر روی هزار جوان نشان می دهد والدین با زیر پا گذاشتن محدودیتهایی که شبکه های اجتماعی برای ورود کاربران زیر ۱۳ سال وضع کرده اند، به کودکان خود کمک می کنند در این شبکه ها عضو شوند، در حالی که بسیاری از آنها از خطرات این کار آگاهی ندارند. 
برای مثال در یک نمونه پسر بچه ای پس از عضویت در شبکه «مای اسپیس» به سرعت تغییر رفتار داد به طوری که وی همواره مضطرب و افسرده بود. بررسی های مادر این کودک نشان داد دوستان وی در این وب سایت او را دست انداخته و مورد تمسخر قرار می دادند در عین حال وی را تشویق می کردند تا خودکشی کند تا حدی که این پسر بچه در تصمیم خود برای خودکشی مصمم شده بود و این کار را انجام داد، اما مادر به موقع وی را یافته و توانست جانش را نجات دهد. 
آیا به اندازه کافی از کودکتان محافظت می کنید؟
بخشی از راه حل این مشکل با استفاده از تکنولوژی قابل رفع است و خانواده ها برای کنترل این مشکل توده ای از ابزارها را در اختیار دارند. برای مثال دو نرم افزار Spector Soft و eBlaster می توانند تمامی فعالیتهای شبکه اجتماعی کودکان را کنترل کرده و گزارش آن را برای خانواده ها ایمیل کند. 
متاسفانه اغلب این نرم افزارها به اندازه ای پیچیده هستند که معمولا مورد استفاده قرار نمی گیرند. به گفته بانین یکی از ساده ترین شیوه ها برای کنترل فعالیتهای آنلاین کودکان، بیرون آوردن رایانه ها از اتاقهای شخصی و قرار دادن آن در قلمرو کل خانواده است. 
در عین حال خدمات موثرتر دیگری نیز برای کنترل سن کودکان وجود دارد برای مثال پدر و مادرها می توانند با استفاده از شماره کارتهای اعتباری خود سن واقعی فرزندشان را در وب سایت اعلام کنند تا به این شکل امکان دسترسی آنها به محتوی شبکه امکان پذیر و یا محدود شود. 
نقش خانواده ها تاثیرگذارتر از تکنولوژی
پیشنهاد دیگر مرزبندی محتوی شبکه برای کودکان و مسدود کردن بخشهای نامناسب اینترنت از دسترسی آنها است. اما حقیقت اینجا است که کودکان در نهایت می توانند شیوه ای را بیابند تا به اینترنت واقعی دسترسی پیدا کنند. با این همه متخصصان بر سر یک راهکار موثر توافق دارند: نظارت هوشمند والدین، آموزش بهتر و آگاهی از شیوه مقابله با آسیبهای سایبری از قبیل ویروسها، هکرها و مزاحمتهای فردی بهترین شیوه برای حفظ کودکان از محتوی اینترنت است.

استرس زیادی که دنیای مدرن به ما وارد می کند سبب شده که آرامش دست نیافتنی به نظر برسد. با این حال باز هم هیچ دلیلی وجود ندارد که زندگی خود را پر از استرس و اضطراب نماییم. 
اگر هنر ایجاد آرامش را بیاموزید می توانید به راحتی لذت زندگی را بچشید. راز ایجاد آرامش کنترل ذهن است. 
مهم ترین زمان اکنون است: بسیاری از ما زمان زیادی را در نگرانی آینده به سر می بریم. اگر در کل عمر خود این زمان ها را محاسبه نماییم متوجه می شویم از یک سال هم بیشتر شده است. محققان متوجه شده اند که نگرانی و تشویش برای آینده قسمت زیادی از فعالیت ذهنی فرد را اشغال می کند. در حالیکه این نگرانی هیچ کمکی به شما نمی کند به هیچ وجه. اگر بیشتر وقت خود را به فکر کردن درباره گذشته و نگرانی درباره آینده بگذرانید هیچگاه نخواهید توانیست به اندازه کافی آرامش داشته باشید. 
سازنده بودن بجای به تعویق انداختن: رسیدن به آرامش و آسودگی خیال فقط با استراحت کردن تمام وقت در ساحل دریا بدست نمی آید. بلکه باید بیاموزیم چگونه آرامش را بدست بیاوریم. مهم نیست که در حال کار باشیم یا استراحت مهم این است که بدانیم چه بکنیم. بنابراین کار هایی را که باید انجام شود اولویت بندی کنید. اگر هر کاری را با برنامه و از راه صحیح انجام دهید احساس استرس و فشار کمتری خواهید داشت. وقتی که می خواهیم چند کار را با هم انجام دهیم خود را زیر بار فشار زیادی قرار داده ایم. و در این حال ایجاد آرامش بسیار سخت و دشوار است. زندگی را برای خود سخت نکنید. 
با تاثیر دیگران بر خود مقابله کنید: چقدر به نظر دیگران وابسته هستید و به آن اهمیت می دهید. وقتی که ما نگران حرف مردم هستیم در حقیقت یک بار فکری به ذهن خود تحمیل کرده ایم. و ناخودآگاه به سمتی حرکت می کنیم که دیگران را خوشحال کنیم. و این هم ایجاد آرامش فکری را غیر ممکن می سازد. مهم نیست که ما چه کار می کنیم یا چه می گوییم همیشه عده ای هستند که ایراد بگیرند. بنابراین باید در خود روحیه ای را تقویت کنیم که نه با ستایش و نه با انتقاد تحت تاثیر قرار نگیریم. این بدان معنا نیست که ما افکاری متفاوت با دیگران داریم، بلکه فقط به این معناست که نمی خواهیم به دیگران اجازه دهیم با عقاید خود آرامش روحی و فکری ما را به هم بریزند.
زمانی برای خود اختصاص دهید: اجازه ندهید تمام وقت شما صرف دیگران شود طوری که برای خود وقت کافی نداشته باشید. اگر کار شما به گونه ای است که مدام با تلفن و ایمیل درگیر هستید بهتر است از آنها در زمان استراحت فرار کنید. مثلاً می توانید ساعات مشخصی را برای پاسخگویی به تلفن ها مشخص کنید. به این صورت به دیگران می فهمانید که شما هم به زمانی برای استراحت و آرامش نیاز دارید و نباید مزاحم شما شوند. 
یک تغییر به اندازه یک استراحت ارزش دارد: زندگی نباید تکرار مکررات باشد اگر متوجه شدید که در چرخه ای ناتمام از روزمرگی گیر کرده اید کارهایی کاملا متفاوت انجام دهید. مثلا اگر هر روز بعد از ظهر وقت خود را با روزنامه خواندن و تماشای تلویزیون می گذرانید و پس از آن احساس خوبی ندارید می توانید برای قدم زدن با خانواده یا دوستان بیرون بروید یا در فعالیت های ورزشی با دوستان شرکت کنید. این تغییر رویه به شما کمک می کند احساس آرامش بیشتری داشته باشید و نه تنها از روزمرگی نجات پیدا می کنید بلکه فعالیت های روزانه خود را هم بهتر انجام خواهید داد.

منبع: روزنامه ابتکار

اگر تا پنجاه سال پیش"باسواد بودن" به معنای سواد خواندن و نوشتن و بلد بودن چهار عمل اصلی ریاضیات بود اما در دنیای مدرن معیارهای دیگری نیز به آن افزوده می شود تا با سواد بودن سخت تر از دهه های گذشته باشد. دانستن یک زبان خارجی یا بلد بودن کار با کامپیوتر و استفاده از اینترنت را می توان از دیگر معیارهای باسواد بودن به حساب آورد.
به گزارش دادنا، با این حال یکی از کارهای زمانبر و نسبتاً مشکل آموختن زبانی به غیر از زبان مادری است و هیچ زبانی برای یادگیری آسان نیست اما آموختن همه زبان ها به یک اندازه مشکل نیستند و برخی از زبان شناسان پنج زبان زنده دنیا را جزو مشکل ترین زبان ها برای آموختن انتخاب کرده اند. اینکه چرا این زبان ها به عنوان مشکل ترین زبان های زنده دنیا برای آموختن انتخاب شده اند به فاکتورهایی مانند میزان دوری و اختلاف با زبان مادری، نحوه نگارش الفبای و گویش اصوات آن بر می گردد. این زبان مشکل دنیا عبارتند از: 
۱) زبان عربی
زبان عربی شباهت بسیار کمی به زبان های هندی و اروپایی دارد. اصوات در این زبان بسیار مهم هستند اما شباهت بسیار زیادی بهم دارند به نحوی که با اندکی تغییر صوت ممکن است معنای جمله به کلی عوض شود. زبان عربی بزرگ ترین عضو از شاخه زبان های سامی است و با زبان های عبری و آرامی هم خانواده است و یکی از شش زبان رسمی سازمان ملل است. ای زبان، زبان رسمی ۲۵ کشور جهان است و حدود ۳۲۰ میلیون نفر گویشگر دارد. 
۲) زبان چینی
زبان چینی اصطلاحاً یک زبان تونال است به این معنا که با تغییر زیر و بم صدا معانی واژگان نیز تغییر می کند. همچنین وجود هزاران کارکتر و سیستم پیچیده خط چینی به دشوارتر شدن آموختن این زبان منجر شده است. زبان مادری حدود یک پنجم مردم جهان یکی از انواع زبان چینی است. 
۳) زبان ژاپنی
برای آموختن زبان ژاپنی نیز باید مانند زبان چینی هزاران کاراکتر را به ذهن سپرد. سه سیستم متفاوت نوشتن و دو سیستم هجابندی برای این زبان وجود دارد که یادگیری این زبان را مشکل تر کرده است. این زبان حدود ۱۳۰ میلیون گویشگر دارد.
۴) زبان کره ای
برای کسی که پیشینه آسیای شرقی ندارد آموختن زبان کره کار واقعاً مشکلی است. ساختار بسیار متفاوت دستور زبان و نحوه تغییر افعال در زمانهای مختلف براستی گیج کننده است. برای نوشتن به این زبان نیز باید همان هزاران کاراکتر مشابه زبان خط چینی را آموخت. این زبان حدود هشتاد میلیون گویشگر دارد.
۵) زبان مجارستانی
در زبان مجارستانی اسم در هفت حالت مونث و مذکر و خنثی و... صرف می شود. زبان مجارستانی همچنین جزو”زبان های مستقل” محسوب می شود بدین معنا که واقعاً هنوز مشخص نشده است که ریشه های این زبان از کجاست و برخلاف بقیه زبانهای رایج در اروپا ریشه لاتین ندارد. این زبان ۱۳ میلیون گویشگر دارد.

منبع: روزنامه ابتکار

مصرف زیاد این مواد به بدن کمک می کند تا جلوی چاقی را بگیرد و از حجم ماهیچه ها بکاهد.
۱) بادام 
بادام حاوی مقادیر زیادی از پروتئین ، چربی و فیبر است. کسانی که طی ۲۴ هفته در رژیم غذایی خود بادام خوردند، موفق به کاهش ۱۸ درصد از وزن خود شدند. این در حالی است که افرادی که اسنک های کربوهیدراتی مصرف کرده بودند، فقط ۱۱ درصد وزن کم کردند.
۲) سیب
سیب در کنار توت فرنگی ، هلو ، پرتقال و گریپ فروت حاوی پکتین (نوعی فیبر) است که تا ساعت ها احساس سیری ایجاد می کند.
۳) خرما و یا انبه خشک
این ۲ماده خوراکی به شیرینی آب نبات و همچنین حاوی ویتامین «سی» و آهن هستند. با توجه به این که زمان لازم برای جویدن آن ها نیز زیاد است، این موضوع باعث می شود که کم بخورید.
۴) تخم مرغ
این ماده همانند بمب پروتئین عمل می کند. علاوه بر آن منبع آهن و لسیتین است که برای سلامت مغز بسیار مفید است. اگر نگران کلسترول هستید، از زرده آن استفاده نکنید.
۵) توت ، انگور و یا موز منجمد
میوه های منجمد تازه ، لذت بخش و مقوی هستند.
۶) لوبیا
مقدار چربی لوبیا بسیار کم اما از لحاظ پروتئین ، فیبر و آهن بسیار غنی است. وجود این مواد برای کاهش وزن و عضله سازی ضروری است.
۷) گوشت بدون چربی و ماهی
اسید آمینه لوسین که در گوشت، گوشت ماهی و مرغ و همچنین لبنیات وجود دارد، برای پرورش ماهیچه عضلانی و تنظیم هورمون ها برای کنترل اشتها و سوزاندن چربی ضروری است.
۸) جو
جو حاوی فیبر قابل حل است که نسبت به جوی غیر قابل حل مدت زمان بیشتری در معده می ماند. فیبر قابل حل کمک می کند تا کلسترول بد خون در سیستم چرخشی بدن از بین برود.
۹) روغن زیتون
این مواد باعث می شود که غذا مدت زمان بیشتری در معده بماند. همچنین روغن های اشباع شده باعث کاهش کلسترول بد خون می شوند.
۱۰) اسفناج و سبزی
این مواد سرشار از فیبر هستند و آب زیادی دارند، بنابراین معده شما را پر می کنند. 

منبع: سیمرغ


هیچ‌چیز بدتر از این نیست که نتوان به نزدیک‌ترین فرد در زندگی یعنی همسر، اطمینان کرد. مسلما زندگی کردن با یک همسر دروغگو اصلا خوشایند نیست.  ممکن است شما بارهای اول که دروغ می‌گوید چندان عکس‌العمل خاصی نشان ندهید اما بعد از مدتی، کم‌کم نسبت به او بی‌اعتماد می‌شوید یا گاهی با او به تندی و با عصبانیت برخورد کنید.  بسیاری از زنان نمی‌توانند متوجه شوند چرا همسرشان به آن‌ها دروغ می‌گوید درحالی‌که آن‌ها با او با صداقت و درستی تمام رفتار می‌کنند و تمام زندگی‌شان را وقف او کرده‌اند. آن‌ها انتظار دارند که همسرشان فرد قابل اعتماد زندگی‌شان باشد.  چند راه مختلف برای برخورد و رفتار کردن با همسری که راست نمی‌گوید وجود دارد . اگر می‌خواهید او را اصلاح کنید قبل از اینکه زندگی‌تان را تلخ کنید این چند مورد را درنظر بگیرید. 


خانم‌های زیادی هستند که وقتی همسرشان مدام به آن‌ها دروغ می‌گوید احساس می‌کنند که دیگر در ذهن‌شان احترامی برای او قائل نیستند،  اگر شما هم جزو همین افراد هستید می‌توانید قبل از اینکه تمام احترام خود را نسبت به او از دست بدهید با خود فکر کنید، «به راستی چرا بعضی افراد دروغ می‌گویند» تا بتوانید با واقع‌بینی بیشتری او را درک کنید. دروغ گفتن معمولا از سنین کم در کودکی آغاز می‌شود، حتی یک کودک 2 ساله نیز می‌تواند به راحتی دروغ بگوید اما زمانی که کودک به اهمیت حرف‌ها و لغات پی می‌برد و می‌فهمد که بعضی از حرف‌ها می‌توانند چه تاثیر خارق‌العاده‌ای داشته باشند به‌طور آگاهانه شروع به دروغ گفتن می‌کنند.  دروغ گفتن همیشه به این معنا نیست که فرد می‌خواهد به کس دیگری آسیب برساند اما ممکن است گاهی این نتیجه نامطلوب پیش بیاید.  بعضی از افراد دروغ می‌گویند چون می‌خواهند خودشان را ثابت کنند درواقع دروغ گفتن برای آن‌ها نوعی رفتار دفاعی است، کودک طی مراحل رشد، متوجه می‌شود که دروغ می‌تواند او را از بسیاری از عصبانیت‌هاو تنبیه‌های پدرو مادریا اطرافیان حفظ کند. به عبارتی دروغ راهی است که می‌تواند نظر مثبت اطرافیان را به‌دست بیاورد وعمل ناشایست و بد خود را پنهان کند.  همچنین اگر بخواهیم مثبت نگاه کنیم؛ با دروغ می‌توان دوستان را حفظ کرد یا حتی عزیزی را با هدیه غیرقابل پیش‌بینی غافلگیر کرد. همان‌طور که گفتیم دروغ گفتن از سنین خیلی کم شروع می‌شود و در همه ما وجود دارد، اینکه همه آدم‌بزرگ‌ها به نوعی دروغ می‌گویند چندان عجیب نیست و مهم است که این نکته را درنظر داشته باشیم بیشتر افراد وقتی دروغ می‌گویند به هیچ وجه دوست ندارند به فرد دیگری آسیبی برسانند.  مثلا؛ ممکن است خیلی از ما درباره لباس دوست‌مان به دروغ بگوییم که زیباست درحالی‌که عقیده داریم آن لباس واقعا زشت است. همچنین خیلی ازما در مصاحبه‌های شغلی نیز برای بالا بردن شانس استخدام‌مان دروغ می‌گوییم.  ما به فرزندان‌مان هم دروغ می‌گوییم به آن‌ها قول می‌دهیم که اگر شام‌شان را بخورند یک بستنی جایزه می‌گیرند اما سپس کاری می‌کنید که کودک‌مان بستنی را فراموش کند چون برای به مغازه رفتن خیلی خسته هستیم. 


دروغ گفتن یاد گرفتنی است


چگونگی شرایط و موقعیت در سال‌های کودکی می‌تواند روی رفتار ما در کل زندگی تاثیر بگذارد.  ما تمایل داریم تا حدی همانند دیگران رفتار کنیم و وقتی در خانواده‌ای دروغ پذیرفته شده‌باشد و حتی در بعضی موارد، پنهان کردن واقعیت با تشویق همراه شود، کودکان آن خانواده یاد می‌گیرند که دروغ خیلی هم کار بدی نیست یا حتی می‌تواند عملی پذیرفته شده باشد. 

حتی ممکن است بعضی‌ها در طول زندگی این تجربه را به‌دست بیاورند که دروغ راهی برای بقا و صیانت از نفس است.  مثلا گاهی بعضی از افراد برای پیدا کردن شغل یا حفظ آن مجبور می‌شوند حقیقت را به‌گونه‌ای مبهم یا آمیخته با دروغ بیان کنند و تا جایی که می‌توانند با لغات بازی کنند. بسیار از افراد مجبورند برای بالا بردن حقوق‌شان‌ پنهان‌کاری کنند و تا حد زیادی از لغات نادرست یا مبهم استفاده کنند.  اگر بخواهیم واقع‌بین باشیم دنیای ما خیلی هم زیبا نیست و دروغ در واقع تبدیل شده ‌است به جزئی از کار و زندگی و گذشته ما.  هرچند این رفتار در نظر اکثر افراد اصلا خوشایند و قبول‌شده نیست اما در زندگی تعدادی از زن و شوهرها وجود دارد.  اگر چه ناپسنداست اما هستند همسرانی که نه تنها در موضوعات مهم به هم دروغ می‌گویند، حتی در موضوعات کوچک و بی‌اهمیت نیز حقیقت را نمی‌گویند مثلا درباره مکانی که هستند یا عقیده‌ای که دارند دروغ می‌گویند.  همه ما در زندگی خود حد و حدودهایی داریم و خودمان هستیم که بسیاری از مسائل زندگی‌مان را تعیین می‌کنیم. 


شاید 2 طرف مقصر هستند


وابسته به ماست که مشخص کنیم در زندگی‌مان دروغ گفتن تا چه حد مجاز است و تا کجا نیست. مثلا یکی از حالت‌ها و اتفاق‌هایی که شاید در زندگی خیلی از زن و شوهرها پیش بیاید این است که مثلا شوهر می‌گوید تا یک ساعت دیگر خانه است ولی این یک ساعت کجا و خانه رسیدن او کجا!  در این مواقع اگرچه همسر شما خودش متوجه می‌شود که زمان خانه ‌آمدن خود را خیلی درست نگفته اما از طرف دیگر او دوست دارد در همان زمانی که به شما گفته‌است به خانه برسد اما تلاش او برای عمل کردن به حرفش چندان کافی نیست و در نتیجه حرف و عمل او 2 تا می‌شود. در این حالت شما می‌توانید به این موضوع از 2 زاویه نگاه کنید و از یک نظر می‌توانید فکر کنید که همسر شما توانایی چندانی در برنامه‌ریزی ندارد و نمی‌تواند کارهای خود را به درستی تنظیم کند و از نظر دیگر می‌توانید این طور به موضوع نگاه کنید که همسرتان فردی دروغگو است که بیش از حد سرش به کار گرم است.  شما کدام را بیشتر می‌پسندید ؟ به‌نظرتان کدام برخورد مناسب‌تر است؟ این امر بسیار مهم است که بدانید در به‌وجود آمدن رفتاری چون دروغ در یک زندگی زناشویی ممکن است 2 طرف مقصر باشند. 


بعضی‌دروغ ها را می‌شود زیر سبیلی رد کرد


 اگر همسر شما تا به حال بیش از چندبار به شما گفته ‌باشد برای ورزش به باشگاه می‌رود ولی در واقع به جای رفتن به باشگاه به خانه یکی از دوستانش برود، این امر ممکن است شما را کمی ناراحت کند اما احتمالا مشکل خیلی بزرگی در زندگی ایجاد نمی‌کند. زن و شوهرها باید قبول کنند گاهی دروغ گفتن یک نفر و انعطاف پذیری طرف دیگر درباره آن دروغ می‌تواند تنش کمتری در زندگی آن‌ها ایجاد کند و در نتیجه خانه آن‌ها آرامش بیشتری داشته ‌باشد.  البته گاهی نیز این دروغ‌ها می‌تواند آنقدر بزرگ باشد که یکی از طرفین طاقت تحمل آن‌ها را از دست بدهد. در بعضی موارد دروغ گفتن می‌تواند تبدیل به یک مشکل کاملا پیچیده شود و طرفین را کاملا درگیرخود کند، بعضی از افراد وقتی دروغ می‌شنوند احساس می‌کنند دیگر نمی‌توانند با آن دروغ کنار بیایند و اعتماد آن‌ها کاملا از بین می‌رود.  اگر شما نیز جزو چنین افرادی هستید باید به‌دنبال یک راه‌حل برای دروغگویی باشید.  اینگونه راه‌حل‌ها به شما یاد می‌دهند که بهترین رفتار و ابراز احساسات در این موارد باید چگونه باشد.


پیش‌بینی کنید، بعد شروع کنید


قبل از این که بخواهید درباره دروغگویی همسرتان با او حرف بزنید بسیار مهم است که حسابی فکر کنید و پاسخ‌های او را پیش‌بینی کنید.  اگر به جواب‌های احتمالی او فکر نکنید به‌طور حتم نمی‌توانید به درستی با او صحبت کنید و گفت‌وگوی ثمربخشی نخواهید داشت.  اول از همه سعی کنید، واکنش و تمام جواب‌های احتمالی او را با توجه به شرایط حدس بزنید،  در این حالت وقتی با او شروع به صحبت می‌کنید و مثلا او در جواب شما می‌گوید الف، شما می‌دانید که در مقابل این جواب باید چه عکس‌العملی داشته‌باشید یا وقتی جواب او ب یا ج یا... است شما می‌دانید چه رفتاری باید نشان دهید و بهترین تصمیم چیست.  خودتان را آماده کنید که حقیقتی را به شما بگوید که شما دوست ندارید بشنوید. او ممکن است چیزهایی به شما بگوید که برای‌تان سخت است.  خودتان را آماده‌سازید که حتی بتوانید تصمیم‌های سخت نیز بگیرید.  این را درنظر داشته‌باشید که یک همسر دروغگو می‌تواند چیزی به شما بگوید که غافلگیر شوید مثل این‌که او شغل دومی دارد که شما نمی‌دانید یا به خاطر انجام کاری از شما شرم دارد یا. . .  در انتهای صحبت نیز باید کاملا تمام حدها را برای هم مشخص کنید و به او بگویید که در چه جاهایی اصلا مجاز نیست که دروغ بگوید. اگر بعضی از دلیل‌های همسرتان شما را قانع کرد، به‌طور روشن و واضح به او بگویید که‌حرف‌های او را قبول دارید.  بهتر است چند بار به او فرصت دهید که خود را اصلاح کند.


آیا شما همسرتان را دروغگو می‌کنید؟


نمی‌توان گفت که یک شوهر دروغگو نسبت به احساسات همسرش بی‌اعتناست.  در حقیقت ممکن است او به دلیل بعضی از رفتارهای همسرش تبدیل به یک فرد دروغگو شده. ممکن است برای یک مرد چند‌بار پیش بیاید که به خاطر گفتن یک جمله و کلمه یا به خاطر گفتن جایی که رفته یا به خاطر ملاقاتی که داشته مورد مواخذه قرار گرفته وکار به دعوا کشیده است. گاهی ممکن است وقتی مردی بعداز بیرون رفتن ـ با چند تا از دوستانش برای یک یا 2 ساعت ـ به خانه برگشته از طرف همسرش بسیارسرزنش شده است و زن گفته که چقدر از دوستان او بدش می‌آید. ابراز عقیده‌ای صادقانه و ساده درباره خانواده زن یا یکی از ایرادهای او می‌تواند باعث دعوا و گریه و گفتن کلمات تلخ شود و چند ساعت وقت 2 طرف را بگیرد و. . . . 

در همین حالت‌هاست که دروغ گفتن برای مردان تبدیل می‌شود به راهی برای حفظ شخصیت، ایجاد آرامش و دوستی در خانواده. مرد می‌تواند اینگونه با خود فکر کند که من ترجیح می‌دهم، درباره کارهایم دروغ بگویم تا آنکه بخواهم کاری را که دوست دارم کنار بگذارم در همین حالت‌هاست که زن می‌تواند شوهرش را تبدیل به فردی دروغگو کند. 

بنابراین بهترین راه‌حل برای اینکه شوهرتان دیگر دروغ نگوید این است که شرایطی را در خانه فراهم کنید که دیگر او مجبور به دروغ گفتن نشود. اگر زن و شوهر بتوانند کمی یکدیگر را آزاد بگذارند و هر کدام به دیگری اجازه دهد که آن‌طور زندگی کند که دوست دارد، به مرور تبدیل به 2 دوست می‌شوند و دیگر لزومی ندارد به هم دروغ بگویند.  به‌طور کلی باید گفت، هر فردی احتیاج دارد تا فضایی برای نفس کشیدن داشته‌باشد و وقتی این فضا فراهم شود، دروغ گفتن متوقف می‌شود. 

وقتی زنی به شوهرش اعتماد کامل دارد و مطمئن است که شوهر به او دروغ نمی‌گوید، مسلما رفتار دیگری خواهد داشت و در مقابل مردی هم که احساس کند همسرش به او اطمینان و اعتماد دارد از هر کاری که آرامش زندگی را به هم بزند، پرهیز می‌کند.  

اگر می‌خواهید رفتارتان را تغییر دهید باید بدانید، تغییر رفتار زمان‌بر و سخت است و تاثیربخشی این تغییر رفتارها نیز مدتی طول می‌کشد، شما نمی‌توانید در یک شب شوهر دروغگوی‌تان را تغییر دهید. 


منبع: مجله ایده آل